بنویس  

220. Azade - 2009-04-27 02:38:29
روزي بيايد ، وآن روز دور نباشد
كه آدميان بدين نگاه در هم بنگرند
وآنچه Ù?رشتگان را در پيش آدم به سجود آورد
در ديده ي يكدگر بيبنند
وبا هم مهربان شوند
دكتر الهي قمشه اي

219. حيدر - 2009-04-25 05:44:28
به نظر من بهترين وبلاگ مذهبي وبلاگ زير ميباشد كه بهره زيادي از اين وبلاگ بردم
mojezeh-quran.blogfa.com

218. محمد.ح - 2009-04-22 06:18:42
سلام به همه بچه های Ø´Ù?ا
من همونیم Ú©Ù‡ تقریبا 6 ماه پیش پیام دادم Ú©Ù‡ خواهرم بیهوشه از یک تصادÙ?ØŒ Ù?اطمه ام
و شما با محبتی _ نمیگویم زیبا که خود محبت زیبا است و ارایه آن به توان 2 زیبا تر است_ دعا کردید و هیچ وقت یادم نمیرود آن دعای زیبا را که خوش تراش گذاشتید
Ù?اطمه به مهربانی خدا Ùˆ دعای شما سالم Ùˆ سر حال است Ùˆ شیرین تر Ùˆ زیباتر از قبل گرما بخش خانواده ماست
مادرم یکم اردیبهشت به مدینه رÙ?ت _ Ù?کر میکنم خدا به شکرانه صبر Ùˆ استواریش این گونه از او تشکر کرد_
و من خیلی خوشحالم از این که خدا این قدر مهربان است
Ùˆ این Ú©Ù‡ میگویم خدا این قدر مهربان است را نه الان میگویم Ú©Ù‡ 7 سال پیش هم Ú©Ù‡ پدرم Ù?وت کرد میدانستم Ùˆ میگÙ?تم
پرنیان Ùˆ مهزاد Ùˆ محمد Ùˆ همه شما Ø´Ù?اییان را از صمیم قلب دوست دارم
شاد و سرزنده باشید

217. شتر - 2009-04-15 15:16:34
آقای حاتمی کیا ، با سلام;
در ابتدا علاوه بر اینکه امید وارم این ایمیل متعلق به خود شما (ابراهیم حاتمی کیا – Ù?یلم ساز ) باشد ØŒ آرزوی
سالی خوب Ùˆ پربار Ùˆ پر از Ù?یلم را برای شما دارم.
من علاقه ÛŒ زیادی به تماشای Ù?یلم دارم ولی رشته ای Ú©Ù‡ در ان تحصیل Ù…ÛŒ کنم ارتباطی با Ù?یلم Ùˆ سینما
ندارد.
چند شب پیش Ù?یلم " دعوت " شما را دیدم. Ù?یلم بسیار جالبی بود موضوع تقریبا جدیدی Ú©Ù‡ امروزه کمتر در
سینمای ایران مورد توجه واقع شده اما خب .....
خانواده هایی Ú©Ù‡ شما در نظر گرÙ?ته بودید Ù?قط مربوط به مواردی Ù…ÛŒ شدند Ú©Ù‡ برای انجام سقط جنین Ù…ÛŒ توانند به
مطب های مجللی مانند آنچه شما نشان دادید بروند. این طور اÙ?راد چند درصد جامعه ÛŒ ما را تشکیل Ù…ÛŒ دهند؟
یک خانواده هم Ú©Ù‡ از لحاظ مالی توانایی نگهداری بچه ÛŒ خودشان را نداشتند Ùˆ از آن بابت قصد انجام سقط جنین خود را داشتند نشان دادید، خورشید قصد عمل خیر داشت Ø› من هم ابتدا خیلی خوشحال شدم؛ با خودم Ú¯Ù?تم ; خب
حالا که قرار است این بچه متولد شود چقدر خوب که چنین سر پناهی دارد ، ولی وقتی آنها از خانه ی خورشید
رÙ?تند متعجب شدم، اگر آن مادر Ùˆ پدر هزینه ÛŒ نگهداری از آن بچه را نداشته باشند چرا باید پای آن بیگناه را به
این زندگی باز کنند ؟ وبعد هم آن را به حساب قسمت بگذارند
من از وظایÙ? Ùˆ حق Ùˆ حقوق شما اطلاعی ندارم ولی آنچه به عنوان یک مخاطب از شما توقع دارم ( در یک Ù?یلم اجتماعی Ú©Ù‡ به نظر من تکیه بر واقعیات زندگی داشت) این است Ú©Ù‡ به معنای واقعی ØŒ
واقعیات را نشان دهید و کشوری را که در حال حاضر در آن زندگی می کنید سوئیس و سوئد در نظر نگیرید.
آیا این خانواده ها Ù?قط در سطح تهران یاÙ?ت Ù…ÛŒ شوند؟ ایا در همین تهران Ù?قط خانواده هایی مشابه با آنچه شما
نشان دادید وجود دارند؟ این همه شهر Ùˆ این همه مردمی Ú©Ù‡ با Ù?رهنگ ها Ùˆ وضعیت های متÙ?اوت ( بخصوص
مالی متÙ?اوت) زندگی Ù…ÛŒ کنند. وقتی Ù?یلم شما چند اپیزود داشت چرا یکی از آنها مربوط به یک خانواده ÛŒ متÙ?ات تر از بقیه نباشد. البته قبلا Ú¯Ù?تم آن یکی هم Ú©Ù‡ از لحاظ مالی ظاهرا مشکل داشتند در انتها باز هم مجبور شدند Ú©Ù‡
بچه ای در ابتدا آن را نمی خواستند به تنهایی ( بدون Ú©Ù…Ú© مالی) بزرگ کنند، Ù?قط توسط خورشید تشویق به Ù†Ú¯Ù‡
داشتن آن بچه شدند. وقتی خانواده ای توان مالی نگهداری از یک عضو جدید را ندارد چرا باید اجازه دهد تا آن بچه متولد شود. ( این بماند Ú©Ù‡ کلا Ù?کر بچه دار شدن توسط این خانواده کار اشتباهی است Ùˆ Ù?قط خودخواهی انسان ها را نشان Ù…ÛŒ دهد)
در Ù?یلم " خانه ای روی آب " یکی از بیمار های آن دکتر زنان خانمی بود Ú©Ù‡ Ù?کر کنم بچه ÛŒ ششم خود را به دنیا Ù…ÛŒ آورد Ùˆ مشکلاتی برای به دنیا آوردن بچه داشت Ùˆ به دلیل Ú©Ù…Ú© نکردن دکتر به او مادر سرزا رÙ?ت. چرا یکی از خانواده های Ù?یلم شما این گونه نبود Ú©Ù‡ در انتها دچار مشکل شود؟
در Ù?یلم " ده" اپیزود های مختلÙ? مربوط به زنانی بود با مشکلات مختلÙ? Ú©Ù‡ هر کدام مربوط به یک طبقه ÛŒ
اجتماعی و مالی بودند.
شما دست روی موضوعی گذاشتید Ú©Ù‡ دغدغه Ùˆ ایشوی Ú©Ù„ جامه است (خود عمل سقط جنین)ØŒ من قصد توهین به کسی را ندارم ولی Ù?یلم شما نمی تواند از قالب Ù?یلم هایی مانند " تلاÙ?ÛŒ " پیروی کند Ú©Ù‡ مختص طبقه ÛŒ خاصی است Ùˆ بقیه Ù?قط Ù…ÛŒ توانند
ازدیدن زرق Ùˆ برق های Ù?یلم ØŒ ماشین های مدل بالا Ùˆ خانه های گران قیمت آن لذت ببرند Ùˆ Ù?روش گیشه ÛŒ آن هم به دلیل چند نام آشنا بر سر در سینماست. دردی را از من Ùˆ بقیه دوا نمیکند Ùˆ نمکی است به زخم پاشیدن.
چرا خانواده هایی را نشان ندادید که بهتر است جنین خود را سقط کنند به جای اینکه آن را بعد از مثلا 7 تا بچه با بدبختی بزرگ کنند.
شاید بگویید Ú©Ù‡ مخاطب Ù?یلم من خانواده هایی هستند مانند آنچه در Ù?یلم دیدیم ولی ... خوشبختانه Ù?رهنگ رÙ?تن به
سینما بسیار Ùˆ بیشتر از گذشته جا اÙ?تاده است ØŒ شاید این گونه به نظر بیاید ; کسی Ú©Ù‡ پول رÙ?تن به سینما را دارد ...خب ...پس چندان مشکل ندارد، ولی سه شنبه ها نصÙ? قیمت است Ú©Ù‡ همین مخاطبین Ù?یلم ها را زیاد کرده ØŒ
علاوه بر این متاسÙ?انه به همت قاچاقچیان سی دی امروزه این Ù?یلم ها راحت تر از گذشته در اختیار مردم قرار
Ù…ÛŒ گیرد! پس نمی شود Ú¯Ù?ت Ú©Ù‡ Ù?یلم را نبینیم.

من یکی از طرÙ?داران همیشگی Ù?یلم های شما بوده Ùˆ هستم. Ù?یلم "روبان قرمز" شما یکی از قشنگ ترین Ù?یلم هایی است Ú©Ù‡ دیدم Ùˆ ان را در کنار " Ù?ارست گامپ " در ذهن خودم طبقه بندی کردم.امیدوارم بی احترامی نکرده باشم Ùˆ از اینکه گاهی جواب های شما را حدس زده بودم من را ببخشید. خوشحال Ù…ÛŒ شوم Ú©Ù‡ پاسخ شما را بشنوم.

با تشکر ; م.ک (شتر) 88.1.25

216. Azade - 2009-04-13 06:19:23
Ù?صل بهار آمده ببين بستان پر از حور وپري
گويي سليمان بر سپه عرضه نمود انگشتري
رومي رخان ماه وش، زاييده از خاك حبش
چون نو مسلمانان خوش، بيرون شده از كاÙ?ري
گلزار بين، گلنار بين ،در آب نقش يار بين
وان نرگس خمار بين، وان غنچه هاي احمري
گلبرگها بر همدگر اÙ?تاده بين چون سيم وزر
آويزها وحلقه ها ،بي دستگاه زرگري
در جان بلبل گل نگر ، وز گل به عقل كل نگر
وز رنگ در بي رنگ پر، تا بو كه آنجا ره بري
گل عقل غارت مي كند، نسرين اشارت مي كند
كاينك پس پرده ست آن، كاو مي كند صورتگري
اي صلح داده جنگ را، و اي آب داده سنگ را
چون اين گل بدرنگ را در رنگها مي آوري؟
گر شاخها دارد تري، ور سرو دارد سروري
ور گل كند صد دلبري ، اي جان، تو چيزي ديگري
چه جاي باغ وراغ وگل ؟چه جاي نقل وجام مل ؟
چه جاي روح وعقل كل؟ كز جان جان هم خوش تري

(مولانا)




215. Azade - 2009-04-13 06:05:34
Ù?صل بهار آمده ببين بستان پر از حور وپري
گويي سليمان بر سپه عرضه نمود انگشتري
رومي رخان ماه وش، زاييده از خاك حبش
چون نو مسلمانان خوش، بيرون شده از كاÙ?ري
گلزار بين، گلنار بين ،در آب نقش يار بين
وان نرگس خمار بين، وان غنچه هاي احمري
گلبرگها بر همدگر اÙ?تاده بين چون سيم وزر
آويزها وحلقه ها ،بي دستگاه زرگري
در جان بلبل گل نگر ، وز گل به عقل كل نگر
وز رنگ در بي رنگ پر، تا بو كه آنجا ره بري
گل عقل غارت مي كند، نسرين اشارت مي كند
كاينك پس پرده ست آن، كاو مي كند صورتگري
اي صلح داده جنگ را، و اي آب داده سنگ را
چون اين گل بدرنگ را در رنگها مي آوري؟
گر شاخها دارد تري، ور سرو دارد سروري
ور گل كند صد دلبري ، اي جان، تو چيزي ديگري
چه جاي باغ وراغ وگل ؟چه جاي نقل وجام مل ؟
چه جاي روح وعقل كل؟ كز جان جان هم خوش تري

(مولانا)


214. اندرانيك - 2009-03-18 18:00:04
من يك مسيحي بودم مدتي قبل در وبلاگي مطلبي را خواندم كه به قرآن اعتقاد پيدا كردم
من ازمحقق آن وبلاگ به نام سيروس مجللي نهايت تشكر دارم
از عزيزان مسيحي يا معتقدين ديگر اديان ميخواهم كه به وبلاگ زي رÙ?ته Ùˆ آگاهانه دين خود را انتخاب كنند
mojezeh-quran.blogfa.com

213. شتر - 2009-02-28 06:13:13
هنگام سپیده دم خروس سحری
دانی که چرا همی کند نوحه گری
یعنی که نمودند بر آیینه ی صبح
که از عمر شبی گذشت و تو بی خبری

چشم پسر کوچولو رو ماشین اسباب بازی توی ویترین گرÙ?ته بود ولی مامانش اون رو براش نمی خره ØŒ اشک تو چشمش حلقه زده.
دیروز نمره های ژنتیک روی برد زده شد، خاک بر سرم ، 10 ، این هم شد ، نمره دارم دق می کنم.....
اگه امسال دانشگاه قبول نشم چی ، بدبخت میشم.
امسال بارون نبارید و کشاورزا کمترین محصول ممکن رو دارند ، بدبختی از این بزرگتر...
دخترم اون طوری که باید لباس نمیپوشه ، همیشه با هم بحث داریم، آخرش هم اون همونطوری که دوست داره می ره بیرون ، بچه ی سربه راه هم نعمتیه....
تنها دغدغم اینکه ارشد قبول شم....
خواهرم داره سنش بالا Ù…ÛŒ ره Ùˆ هنوز ازدواج نکرده ØŒ بعد از اون هم 2 تا دختر دیگه هست ØŒ همیشه هم به ما میگه بچه ها شما منتظر من نشید ØŒ اگر کیس مورد علاقتون پیدا شد حتما جواب بدید ØŒ ولی آخر این با Ù?رهنگ محل زندگی ما سازگار نیست ØŒ آخه چرا الان ملاک ازدواج خوشگلی Ùˆ پوله؟ این انصاÙ?ه؟
من دوست دارم خرید هامو از " ایران زمین " بکنم ولی شوهرم میگه " تندیس" .
ما از جنگ زده های زمان جنگ هستیم و اون زمان از خونه زندگی نسبتا خوبمون آواره شدیم و الان به زور اجاره خونه می دیم.
خوب Ú†Ù‡ Ù?ایده.... این همه بکوب بیا این ور آب ØŒ سختی Ùˆ دوری رو تحمل Ú©Ù† Ú©Ù‡ چی؟ مثلا دکترا هم گرÙ?تی...
پدر خونواده شب از مشکلات مالیش خوابش نمی بره ، تازه این ماه هم هنوز تموم نشده مجبور شد از اداره مساعده بگیره.
روستای ما خیلی دور اÙ?تاده است Ùˆ یک بطری آب سالم مثل یه بطری طلاست.
خیلی دنبال عطر مورد علاقم گشتم ولی پیداش نکردم.
کامپیوترم ویروسی شده و داغونه...
پدر من جانباز شیمیایی Ùˆ دو Ù‡Ù?ته از ماه بیمارستان بستریه...
مدل گوشیم از مال دختر خالم پایین تره ØŒ هر Ú†ÛŒ هم به ددی میگم به حرÙ?Ù… گوش نمی ده.
Ù?ردا شب تولد پسرمه Ùˆ هنوز هیچ کارم آماده نیست ØŒ خیلی دست تنهام.
پارسال مادرم رو از دست دادم ، خیلی تنها شدم ، بابام هم که حالش از من بدتره...
ازش خوشم میاد ، ولی نمی دونم چه طوری بهش بگم.
شوهرم من رو با دوتا بچه گذاشت Ùˆ رÙ?ت....
من از پسر خالم خوشم میاد ولی پدر و مادرم با این ازدواج راضی نیستند.
عموم سرطان داره و کلی شیمی درمانی میکنه ولی ...
دو ماه پیش Ú©Ù‡ دستم شکست چون هزینه ÛŒ Ú¯Ú† گرÙ?تن رو نداشتم رÙ?تم پیش یکی از این شکسته بند های معمولی ولی هنوز درد دارم.
این همه به خیاط سÙ?ارش کردم ولی باز هم لباسم اون چیزی نشد Ú©Ù‡ میخوام.
تو راه مدرسه هی مزاحمم میشه ، اگه بابام و داداشام ببینن پوست از سرم میکنن...
Ùˆ...
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _

این همه .
تکلیÙ? چیه؟ اومدیم زندگی کنیم؟
بعضیهاش یک شب خوابتون رو مختل میکنه ، بعضی چند روز ؛ بعضی چند ماه و بعضی تا آخر عمر.

ولی واقعا تکلیÙ? چیه؟؟؟ اومدیم Ùˆ بریم؟

امضا ; شتر.








212. هديه - 2009-02-21 05:02:51
اندوه من! چه جشني برايت برپا كنم، هديه برايت چه آورم؟ كه اشك امانم نمي دهد....
شايد اين همان ارزشمندترين ارمغان برايت باشد،‌ شايد براي تعميد خود آن را Ù?رستاده اي سراغم، Ùˆ شايد لحظه اي ديگر نباشد...
نمي گريزم... از لحظه تنهاييم... Ùˆ Ù?قط كنار تو بودن را نظاره خواهم كرد...
به پيشواز ثانيه هاي با تو بودن از همه گذشته ام تا تو را بيابم، ببينم Ùˆ بÙ?همم...
صدايت را مي شنوم و خاطراتت را در عمق وجودم مي نويسم...

211. پرواز - 2009-01-30 14:56:24
پارسال با اون زمستون خیلی سختی Ú©Ù‡ داشتیم. اصلا Ù?کر نمی کردم بهار به این قشنگی هم Ù…ÛŒ تونه پشت اون زمستون سخت باشه. وای بها ر امسال سال Ú©Ù‡ داره تمام Ù…ÛŒ شه برام Ù?وق العاده بود. یک جورایی با تمام وجود Ù… حسش کردم. بزرگترین تÙ?ریحم برداشتن یک کتاب، یک لیوان چای، یک متکا Ùˆ یک Ù?رش کوچیک وپهن کردن اون توی حیاط Ùˆ Ú©Ù„ÛŒ حال کردن بود.
بوی Ø´Ú©ÙˆÙ?Ù‡ های بها ر نارنج Ùˆ وز وز زنبورها ØŒ تماشا کردن Ø´Ú©ÙˆÙ?Ù‡ های درخت آلبا لو Ùˆ تکه های ابرها Ú©Ù‡ هر لحظه یک شکلن ØŒ یک لحظه شبیه یک تمساح Ùˆ لحظه ÛŒ دیگه شبیه یک قلب بزرگ. حالا اگر تونستی یک شباهت بین تمساح Ùˆ قلب پیدا Ú©Ù†ÛŒ یه جایزه داری!ØŸ
من یک مشکل بینایی دارم Ú©Ù‡ ژنتیکی است، اگه بخوام به طور خلاصه توضیح بدم چشمای من شبیه کسی است Ú©Ù‡ توی سینمای تاریک نشسته Ùˆ داره Ù?یلم Ù…ÛŒ بینه . منظورم اینه Ú©Ù‡ Ù?قط چیزهای روبه روی خودم را Ù…ÛŒ بینم.البته مشکل من اصلا جدی نیست Ùˆ در سطح جهانی هم تا به امروز Ú©Ù‡ من در جریان هستم آزمایشات خیلی خوبی روی این بیماری صورت گرÙ?ته است.
منظورم از Ú¯Ù?تن این حرÙ? این بود Ú©Ù‡ توی اون لحظه هایی Ú©Ù‡ روی Ù?رش توی حیاط درازمی کشیدم Ùˆ به آسمون نگاه Ù…ÛŒ کردم Ù?قط Ùˆ Ù?قط آسمون بود Ùˆ دیگه هیچ . احساس Ù…ÛŒ کردم توابرهام، نمی دونید این احساس بی نهایت بودن Ú†Ù‡ قدر عمیق Ùˆ باشکوه.همین احساس را وقتی دریا هستم هم دارم چیزی Ú©Ù‡ Ù…ÛŒ بینم دریاست، Ù?قط دریا ،بی انتها Ùˆ زیبا.
گاهی اوقات که تو ابرها هستم از خودم می پرسم اگه من بینایی کامل را داشتم آیا بازم این جوری از لحظه های ناب زندگیم لذت می بردم.بعدش یک چیزی توی وجودم به من میگه; "بله لذت می بردی".
درسته Ú©Ù‡ نداشتن بینایی کامل مشکلات کاری Ùˆ درسی Ùˆ روابط اجتماعی توی زندگیم به وجود آورده ولی من هیچ وقت احساس ناتوانی Ùˆ محدودیتی نکردم. گاهی این سوال برام پیش میاد Ú©Ù‡ اون چیزی Ú©Ù‡ باعث میشه یک انسانی با وجود مشکلات جسمانی به موÙ?قیت برسه Ùˆ بالعکس کسی Ú©Ù‡ همه جور امکاناتی داره Ùˆ سالم هم هست صبح تا شب غر بزنه چیه؟! البته موارد عکسش را هم داریم کسانی هم هستن Ú©Ù‡ دارای مشکلات جسمانی هستند Ùˆ از دنیا طلبکارن(البته طلبکار وازه زیاد درستی نیست چون آنها هم امکانات ویزه خودشان را Ù…ÛŒ خواهند، در Ú©Ù„ آنها هم غر Ù…ÛŒ زنند) ØŸ!
اون چیزی که باعث میشه پسری بدون داشتن دست و پا البته با اراده آهنین، سخنرانی زیبایی بکنه و همه رو منقلب، چیه؟
واقعا اون چیست و چه کسی باعث به وجود آوردنش است ،خود انسان، جامعه،خانواده و نوع تربیت؟
میدونم Ú©Ù‡ جامعه Ùˆ خانواده Ùˆ نوع تربیت در اینکه یک Ù?رد با مشکلات جسمانیش Ú†Ù‡ طور توی جامعه پیش بره تاثیر داره.منبع اصلی اطلاعات در دوران کودکی پدر Ùˆ مادر هستند.بعد نوبت به آموزگاران ،وسایل ارتباط جمعی Ùˆ دوستان همسال میرسه.حرÙ?ها Ùˆ کلمات آنها در ذهن جوان ما Ú©Ù‡ همچون Ú¯Ù?Ù„
نرم Ùˆ انعطاÙ? پذیر است،حک Ù…ÛŒ شود.یک کلمه Ù…ÛŒ تونه زندگی کسی را متحول کنه Ùˆ یا حتی Ù…ÛŒ تونه زندگی کسی را نابود کنه.اگر Ú†Ù‡ این کلمه ممکن است از روی سوء نیت Ú¯Ù?ته نشده باشه.یک مادر بدبین از روی دلسردی بدبینی ممکن است Ù?رزندش را از سیر کردن در ابرها منع کنه .ممکن است بگوید;"Ù?کر Ù…ÛŒ Ú©Ù†ÛŒ کیستی؟ از Ù?راز ابرها بیا پایین Ùˆ به واقعیت ها توجه Ú©Ù†."این حرÙ?ها در ذهن نیمه هوشیار کودک ثبت Ù…ÛŒ شود. Ùˆ بخشی از برنامه نویسی ذهن او Ù…ÛŒ گردد.وظیÙ?Ù‡ ذهن نیمه هوشیار Ú©Ù‡ از قدرتی نامحدود برخوردار است ،اجرای این برنامه است.شرایطی را Ù?راهم Ù…ÛŒ آورد Ú©Ù‡ کودک طعم تلخ شکست Ùˆ ناکامی را بچشد، Ùˆ تاسÙ? بار ترین بخش این ماجرا این است Ú©Ù‡ کودک با این ذهنیت بزرگ Ù…ÛŒ شود Ùˆ هرگز نمی داند Ú©Ù‡ قربانی یک برنامه نویسی منÙ?ÛŒ است. علاوه بر والدین Ùˆ آموزگاران Ùˆ دوستان Ú©Ù‡ از روی بی توجهی رÙ?تار منÙ?ÛŒ دارندو نمیدانند Ú©Ù‡ این رÙ?تارشان Ú†Ù‡ قدر مضر است ،کس دیگری هم هست طرز Ù?کرش نقش تعیین کننده ای در زندگی ما دارد منظور من خود Ù?رد است.وقتی ما به دوران بلوغ Ù…ÛŒ رسیم دیگه وقتش رسیده Ú©Ù‡ مسئولیت سیستم های باوری خودمان را به عهده بگیریم. هیچ برنامه ریزی لزوما نباید دائمی باشد.هر برنامه منÙ?ÛŒ را Ù…ÛŒ توانیم تغییر دهیم.
من با تمام وجودم اعتقاد دارم Ú©Ù‡ هیچ محدودیتی مانع رسیدن ما به هدÙ?ها یمان نیست مگر اینکه این محدودیت را بپذیریم.
آرزو دارم یک روزی هم این اتÙ?اق بیÙ?ته Ú©Ù‡ هر روز صبح Ú©Ù‡ از خونه بیرون Ù…ÛŒ آییم یک چشم بند روانی به چشمامون بزنیم Ùˆ همه انسانها را Ù?راتر از بعد جسمانیشان ببینیم Ùˆ به تواناییهای آنها ایمان داشته باشیم.

    بنویس   < Page 23 | Page 21 >

برای ایجاد دفتر یادبود برای خود، اینجا را کلیک کنی    

Remove all the advertisements
from this guestbook!

- LIMITED OFFER -




  Please report if this guestbook contains illegal or offensive content.